در جهان معاصر «سازمان ها» رکن اصلی جوامع اند. شرایط مختلف زمانی و مکانی و نیازهای گوناگون انسانها باعث ظهور و گسترش روزافزون سازمان ها و مؤسسات مختلف شدند. این سازمانها تقریباً در تمام شئون زندگی انسان امروزی، از هنگام تولد تا مرگ، تأثیرگذارند. بدیهی است سازمانها هنگامی می توانند در به انجام رساندن مأموریتها و رسیدن به اهداف خود موفق شوند که از مدیریتی توانمند و کارآمد برخوردار باشند. زیرا مدیریت مهمترین عامل تداوم حیات و استمرار موفقیت سازمان است و نقشی بسیار مهم و حیاتی در رشد، بالندگی و پیشرفت سازمان بر عهده دارد.
برای مدیریت تعاریف بسیاری از سوی صاحب نظران مطرح شده است که در اینجا به ذکر سه مورد بسنده می شود:
1. مدیریت، مجموعه ای از فعالیتها (شامل برنامه ریزی، تصمیم گیری، سازماندهی، رهبری و کنترل) بر روی منابع سازمان (انسانی، مالی، فیزیکی و اطلاعات) با هدف دستیابی به مقاصد سازمان به شیوه کارا و اثربخش است.(Griffin, Ricky)
2. فرایند برنامه ریزی، سازماندهی رهبری و کنترل استفاده از منابع به منظور انجام اهداف عملکردی است.(Schermerhorn, John R)
3. هنر انجام دادن کارها به وسیله دیگران.(Stoner and Edward)
با استفاده از تعاریف فوق می توان تعریف نسبتاً جامعی از مدیریت ارائه داد و آن اینکه:
مدیریت عبارت است از دانش و هنر به کارگیری منابع سازمانی (انسانی، مالی، فیزیکی و اطلاعاتی) برای دستیابی به اهداف سازمان به شیوه مطلوب.
در منابع دینی برای اهمیت مدیریت و مدیران شایسته، مطالب بسیاری را می توان یافت که در اینجا تنها به ارائه سه گزاره دینی بسنده می کنیم:
نخست اینکه مدیریت ضرورتی اجتناب ناپذیر برای هر سازمان و اجتماع است؛ چرا که در نبود آن، رشته کارها از هم می گسلد و شیرازه امور از هم می پاشد و از اساس هدفی تعیین نمی گردد تا میزان دستیابی به آن در موفقیت، مورد ارزیابی قرار گیرد. از این رو امیرمومنان علی(ع) در روایتی ضرورت مدیریت در سطح کلان جامعه را چنین بیان می فرماید:
«چارهای نیست برای مردم که امیر داشته باشند، خواه نیکوکار باشد، خواه تباه کار.» (نهجالبلاغه، خطبه 40)
در این کلام، ضرورت مدیریت، صرف نظر از این که چه کسی عهده دار آن باشد (نیکوکار یا تباهکار)، به خوبی بیان شده است.
اما در سطح خرد نیز پیامبر اکرم (ص) ضرورت مدیریت را چنین بیان فرمودهاند:
«وقتی سه نفر در سفر بودند، باید از یک نفرشان فرمان بردار باشند.»(کنزالعمال، جلد6)
در جایی که سه نفر نیاز به مدیر داشته باشند، حساب مجموعههای بزرگ تر کاملاً روشن میشود و ضرورت مدیریت در آنها واضحتر خواهد بود.
لذا برای هر مجموعهای، جهت انجام هر کاری، وجود یک مدیر ضروری است. اما انجام کارهای مهم نیازمند مدیران توانمندی است که اهمیت و حساسیت کار آنها را درمانده و مغلوب نسازد و کثرت کارها موجب پریشانی و خستگی آنها نشود. و این ضرورتی است که در کلام حضرت امیر به مالک اشتر چنین ارائه شده است:
«باید برای رأس هر کاری یک رئیس انتخاب کنی، رئیسی که کارهای مهم وی را مغلوب و درمانده نسازد و کثرت کارها او را پریشان و خسته نکند.»(نهجالبلاغه، نامه 53)
تنها مدیرانی از اشتغال به کارهای بزرگ درمانده و سرگردان نمیشوند که در مدیریت خویش دارای اسلوب صحیحی باشند و با برنامهریزی و نظارت صحیح، به درستی از امکانات استفاده نمایند.
منابع:
الوانی، سیدمهدی و همکاران، مدیریت در اسلام، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، چاپ چهارم، زمستان 1385.
Griffin, Ricky W; Management; Boston: Houghton Mifflin, 1996.
Schermerhorn, John R; Management; New York: Wiley; 2002.
Stoner, James and Edward Freeman; Management; London; Prentic-Hall; 1992.